دین اسلام

ارسال شده توسط مدیر در ۲۱م آبان ۱۳۸۷

ادامه بررسی دین اسلام در بخشی اصلی سایت:

علاقه مندان می توانند در لینک های زیر مطالب بسیار مفیدی در مورد دین اسلام بیابند

۱- وهابیت و اسلام

۲- اسلام و ادیان

۳- اسلام در اروپاIslam in Europe

4-اسلام- قران - اعجاز

۵- نگاهی به فیلم ضد اسلام فتنه

۶- دانش سیاسى اسلام

۷- بیداری اسلامی ـ اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت

۸- اسلام ناب

۹- «اسلام، فقط شریعت نیست»

۱۰-«اسلام دنبال این نیست که فرد را شلاق بزند»

جهت بازگشت به مطلب اصلی روی لینک زیر کلیک کنید!

دین اسلام

نقدی بر روشن فکری -از آقای قاسمی

ارسال شده توسط مدیر در ۲۴م شهریور ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم

نقدی بر روشنفکری …

در دهه ها ی گذشته پس از رهایی به ظاهر از خفقان بیان و اندیشه و گذر از مسیر پر تنش و هولناک اعتراض خاموش ، اینک احساس خوشایند تشکیل جلسات و گروههای روشنفکری به تبعیت از خیل روشنفکران دهه های گذشته و قرار گرفتن در مسیر جدید و دیگرگونه ای از برخورد با موضوعات اجتماعی و فرهنگی و مذهبی و یافتن راه چاره در قبال برخی بن بست های موجود از تمامی انواع آن چه سیاسی ،دینی ، اجتماعی …

ادامه مطلب …

تشیع علوی و تشیع صفوی

ارسال شده توسط مدیر در ۱۶م شهریور ۱۳۸۷

متن زیر پاورقی مطلب :  تشیع علوی و تشیع صفوی می باشد

در زمان صفویه تشیع ضد وضع موجود ، تشیع وفق وضع موجود می شود. تشیعی که به عنوان یک نیرو در

برابر حاکمیت بود به عنوان یک نیرو در کنار وپشت سر این قدرت می ایستد و از آن جانبداری می کند . کار

و نقشش عوض می شود ، تشیعی که حالت انتقادی به وضع موجود داشت حالا یک رسالت تازه دارد و آن

حالت توجیهی است. عالم شیعی که همواره پرهیز داشت از رابطه با قدرتمندان که برای قدرتمندان یک

اصطلاح مشترک داشت ظلمه ، به سادگی همدست و همگام و هم نشین این قدرتها می شود و در نظر عموم

هم بد نیست .

عالم با تقوا یی که از مفاخرماست(شیخ بهایی ) با او همکار و همراه است جامعه تحمل می کند ، گرچه این

حاکم مانند خلفای بغداد زندگی می کند اما حب علی دارد . حب علی همه چیز را توجیه می کند .حاکم انتقام

حسین را میگیرد .

برای اینکه روایت است و الان هم روایت می شود که محب علی در بهشت است ولو عاصی بر من باشد ، و

مبغض علی در دوزخ ولو مطیع من باشد .

او هم عاصی بر خداست اما محب علی است . دو دستگاه می شود ، دستگاه علی و دستگاه خدا .

گناه می کند و خیانت می کند اما اصلی است که کسی که ولایت مولا علی را دارد سیئات و بدی هاش به

خوبی تبدیل می شود . تشیع تازه ای به نام تشیع صفوی به وجود می آید . همان اصول و عقاید و

شخصیت ها .

دو تشیع داریم تشیع حب و بغض احساسی ، تشیع صفوی تشیع منطق و تحلیل و آگاهی و شناخت ، تشیع

علوی. عالم شیعی بیشتر گرایش به روحانی مذهبی می کند .در اسلام و به خصوص در تشیع از همه قوی تر

شخصیت های دینی را عالم می گوییم .اصطلاح اسلام در مورد دانشمند دینی ، عالم دینی و اصطلاح مسیحی

،روحانی است. روحانی زاهد با تقوا و پاک است نفسش خوب و قدمش سبک است  ، دستش را ببوسی دلت

سبک می شود  ، نمی فهمد     ،اشکالی ندارد  ،  روح دارد.

در اسلام اولیه و در طول تاریخ در ذهن اندیشمند دینی عالم مذهبی وجود دارد . کسی که مذهب را می شناسد

و تخصصش را دارد فقیه ، هم به همین معناست .

کم کم شخصیت هایی که عالم شیعی بودند ضعیف تر شدند و شخصیت هایی در درونشان و کنارشان تقویت

شدند به نام روحانی شیعی .

در طول دوره ی صفویه هم عالم شیعی داریم و هم روحانی. امروز به عالم بزرگ شیعی هم   ، روحانی

می گوییم .

عالم شیعی از کنار مردم برخواست و در کنارسلطان صفوی نشست. تشیع مردمی تبدیل شد به تشیع دولتی.

تشیع علوی بر اساس کتاب و اصالت قرآن و تشیع صفوی بر اصالت مفاتیح الجنان .

تشیع علوی : بر سیره ی رسول و ائمه و بر مناقب ذکر مصیبات و کرامات .

تشیع صفوی : اصالت برای شخص پیامبر و در تشیع صفوی اصالت به اسم امام برای نفی پیامبر چون وجه

مشترک صفویه و عثمانی بود.

تشیع علوی: مبارزه ، تشیع صفوی لعن و نفرین.

تشیع علوی تشیع شناختی . درتشیع صفوی محبت بدون شناخت   ، باید امام را پرستید   شناختن برای

صفویه ضرر  دارد .

ادامه مطلب …

عــــلــــی ( حقیقتی بر گونه‏ی اساطیر )

ارسال شده توسط مدیر در ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

ادامه مطلب : عــــلــــی ( حقیقتی بر گونه‏ی اساطیر ) از دکتر علی شریعتی

یک آیه‏ای در انجیل هست که من خیلی دوستش دارم و فکر می‏کنم اگر همه‏ی انجیل تحریف شده باشد، این آیه اصیل است. زیرا بوی سخن یک پیغمبر را می‏دهد و تصور نمی‏کنم کسانی که به تحریف یک کتاب آسمانی می‏پردازند، این قدر شعور و ذوق داشته باشند که چنین جمله‏ی زیبایی بسازند.

می‏گوید: «ای انسان‏ها! از راه‏هایی مروید که روندگان آن بسیارند. از راه‏هایی بروید که روندگان آن کم‏اند.»

چرا که تاریخ، تکامل، مال کسانی است که خودشان راه تازه انتخاب کردند، یا راه‏هایی برگزیدند که هنوز انسان‏ها و توده‏ی عوام که همیشه دنباله‏رو هستند، و همیشه دیگران برایشان فکر می‏کنند و تصمیم می‏گیرند، از آن راه‏ها نمی‏روند.

«از راه‏هایی بروید که روندگان آن کم‏اند. از راه‏هایی مروید که روندگان آن بسیارند.»

روحانیون قشری قسطنطنیه برای این که به مضمون آیه عمل کنند، هیچ وقت از خیابان‏های اصلی و شلوغ عبور نمی‏کردند، بل‏که از کوچه پس کوچه‏های خلوت می‏گذشتند. این نشان می‏دهد که گاه یک زیبایی شگفت، یک فکر بلند، و یک سخن عمیق، در اندیشه‏هایی که شایستگی فهم آن را ندارند، به چه صورت مضحکی تجلی می‏کند و مسخ می‏شود.

و علی، این روح پرشگفتی که در همه‏ی ابعاد گوناگون، و حتی ناهمانند بشری قهرمان است، امروز در میان شیعیان خویش چنین سرنوشتی دارد. (افسوس که چقدر زیبایی‏ها و عظمت‏ها در دست ملت‏هایی که لیاقت داشتنش را ندارند، پامال می‏شود.)

و این امام راستین، شیر پیروز روزهای مدینه، و روح تنها و دردمند شب‏های نخلستان، که رسالت خاصی در تاریخ دارد، اکنون از همه‏وقت ناشناخته‏تر است و کاش ناشناخته می‏بود، که بدشناخته‏تر است.

ای کاش علی را اصلاً نمی‏شناختیم، و محققان نخستین بار او را به ما می‏شناساندند.

درباره‏ی علی از جهات مختلف و ابعاد گوناگون می‏شود تحقیق کرد. و بررسی هر بعد شخصیت وی، مسائل خاص همان بعد را دارا می‏باشد. مثلاً به عنوان یک شیعه، یا از نظر یک مورخ، یا از دیدگاه فلسفی یا عرفانی و … غیره.

امّا این کتاب، نگاهی به علی (ع) از دیدگاه انسان‏شناسی است که متأسفانه تاکنون از این جهت کار نشده و به همین دلیل، من می‏کوشم تا با نگاه یک انسان‏شناس، انسانی را به نام علی، با همه‏ی شگفتی‏ها و ابعاد پیچیده‏ی شخصیت وی، مورد رسیدگی قرار دهم و تلاشی در پاسخ به این پرسش که علی در تاریخ بشریت، و در نفس انسانیت، چه مقام خاصی دارد.

از آن‏جایی که این تحقیق نیازمند مقدمات خاصی است، ابتدا درباره‏ی موقعیت و معنی انسان در تمدن امروز بحث می‏شود. سپس می‏پردازم به معنی انسان در تاریخ و نیاز بشر به اساطیر. و در پایان به علی، که برابر این انسان و برای این انسان چه نقشی دارد… .

برای خواندن ادامه مطلب و دانلود کتاب علی حقیقتی بر گونه اساطیر کلیک کنید.

کاهنان خدای زنده

ارسال شده توسط مدیر در ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

پاورقی مطلب مطلب کاهنان در کتاب مقدس

نوشتۀ : حسن گل هاشم , منبع : سایت  فیض

کلمۀ ” کاهن ” برای ما فارسی زبانان زیاد آشنا نیست.اما ما همین عبارت را به شیوه ای دیگر در لغات خود استفاده می کنیم.مانند ” ریش سفید ” یا ” مرد خدا ” یا ” رهبر پرستش خدایان ” .هر چند ما در لغت نامۀ فارسی و در گفتگوی روزانۀ خودمان و یا در ادبیات خودمان آنچنان موارد استفاده از این عبارت نداریم ،اما جالب است که بدانید این عبارت و موارد وابسته به آن از قبیل ” کهانت ” ، ” کاهنین ” ، ” کاهن اعظم ” ، ” کاهن خدا ” مجموعا شاید بیش از ۸۰۰ بار در طول کتابمقدس از آن استفاده شده است!اهمیت عبارت و درک مقام ” کاهن ” در طول کتابمقدس شگفت انگیز است.شما این عبارت را در تمام طول ۶۶ نوشتۀ کتابمقدس از نوشتۀ موسی ” پیدایش ” تا نوشتۀ یوحنا شاگرد مسیح ” مکاشفه ” به فراوانی خواهید یافت.

اولا باید بدانیم که کاهن یعنی چه و به که می گویند؟

لغت نامۀ عمید می نویسد:” مرد روحانی در نزد مصریان قدیم و یهود و نصاری ” لغت نامۀ انگلیسی به فارسی آریانپور عبارت ” کاهن ” یا ” priest ” را برابر دانسته با ” مجتهد ، روحانی “.

پس کلمۀ کاهن یک صفت است.صفتی که وصف کنندۀ انسان مخاطب است: زن روحانی ، مرد روحانی ، مرد مجتهد و …

این مقام در طول تاریخ بشری در سراسر زمین بین تمامی قبایل و تمدن ها وجود داشته است.از جمله مصریان ( پیدایش ۴۷ : ۲۲ ) در بین قبایل سرزمین کنعان ( خروج ۲ : ۱۶ و اول سموئیل ۶ : ۲ ) و در بین یونانی ها ( نامۀ اعمال ۱۴ : ۱۳ ) .

در تمامی این تمدن ها و فرهنگ ها مقام کاهن بسیار مهم و حائز اهمیت بوده است.اغراق نمی گویم اگر بنویسم مقام آنها گاهاً بالاتر از خود پادشاه بود!نفوذ آنان و نظرات آنها تعیین کننده و حضور آنها در اطراف پادشاه تایید و تکریم مردم را به پادشاه به همراه داشت.زیرا کاهنان در مقام افرادی بودند که با خدا رابطه داشتند.بودن آنها در اطراف پادشاه همین مقام و تایید را به پادشاه در نگاه مردم می داد.خدا با پادشاه است و از او حمایت می کند!!

کاهنین از هر حیث با دیگر مردم فرق داشتند.لباس آنان مخصوص بود.محل زندگی آنان مخصوص و مقام آنان نیز همانطور که نوشتم.آنها همواره مورد احترام و تکریم مردم بودند.

این مقام برای اولین بار در کتابمقدس به برادر موسی ،هارون و پسرانش داده شد.تا آنان رهبران روحانی برای هدایت قوم به پرستش خدای زنده باشند.شیوه و چگونگی آن را شما می توانید به تفصیل در نوشتجات موسی ، نامۀ خروج فصل های ۲۸ و ۲۹ و نوشتۀ دیگر موسی ، لاویان فصل های ۸ و ۹ بخوانید.

پس از آن مقام کهانت فقط به قوم لاویان داده شد یعنی کاهنان می بایست از نسل قبیلۀ لاوی (پسر سوم یعقوب از همسرش ” لیه ” ) می بودند تا بتوانند شایستگی خدمت و رهبری روحانی قوم را بعهده بگیرند. همانطور که هارون و موسی خود از همان قبیله بودند.

در زمان عیسای مسیح این کاهنان همین امر را دنبال می کردند و شما می خوانید که در زمان مسیح

” کاهن اعظم ” - کسی که بر دیگر کاهنان رهبری می کرد – حنا و قیافا بودند.( یوحنا ۱۸ : ۱۲-۱۴ ) در واقع همین کاهن اعظم و کاهنان و رهبران دینی یهود در آن زمان بودند که رای به مصلوب کردن مسیح دادند.

عیسای مسیح جایی فرمود که :” فکر نکنید که من آمده ام تا تورات و نوشته های پیامبران را منسوخ نمایم.نیامده ام تا منسوخ کنم بلکه تا به کمال برسانم. ( متی ۵ : ۱۷ ) این به کمال رساندن ” در روز قیام مسیح از مرگ تماما تکمیل شد.او براستی تمامی معنا و مفهوم شریعت یهود را تکمیل نمود و به آن چهره ای شایسته و آسمانی داد،یعنی همان ارزش حقیقی ای که داشتند و به آن دلیل از طرف خدا به انسان داده شده بود.او مقام انسان گناهکار را از صفر به بینهایت و از خاک تا به خورشید بالا برد.او انسان را از خاک تاریکی و ترس و ناامیدی ( ثمرات گناه ) به مرغزاری از تقدس ،اعتماد و سربلندی بالا برد.او انسان را به همان جایی ارتقاء داد که خدا انسان را در روز اول “ بصورت و موافق خود ساخته بود.”

( پیدایش ۱ : ۲۶ )

از جمله مواردی که او از آئین یهود تکمیل نمود این بود که مقام کاهن را از افراد قبیلۀ خاصی گرفت و آن مقام و تمامی معنا و انگیزۀ آن را به تمامی ایمانداران به خودش داد.او با قربانی شدن بر صلیب و پرداخت جریمۀ گناهان انسان توانست طرح الهی خدا را که دقیقا همین بود ،یعنی رساندن مقام انسان به مقام کهانت و قرابت نزدیک با خدای زنده ، در پرستش دائمی او بودن ،او را خدمت کردن ،دیگران را بخاطر او خدمت کردن؛از او شنیدن با او نشستن و برخاستن و فکر کردن و در حضور مقدس او بودن.یعنی همان کاری که کاهنان معبد زمینی با تشریفات و مراسم خاصی انجام می دادند ،اما در قلب آنان و قلب دیگران هیچ تاثیری نمی گذاشتند.زمانی که پطرس رسول شاگرد مسیح در نامۀ خود نوشت :” و شما نیز مانند سنگ های زنده ای هستید که خانه ای روحانی از شما بنا می شود و در آن خانه شما بعنوان کاهنان مقدس ،قربانی روحانی را که در نظر خدا پسندیده است به مسیح عیسی بگذرانید ” و یا در ادامۀ همین بخش می نویسد :” و اما شما نژادی برگزیده و کاهنانی هستید که به پادشاهی رسیده اید.شما ملتی مقدس و قوم خاص خدا هستید تا اعمال و صفات عالی خدایی که شما را از تاریکی به نور عجیب خود دعوت کرده است به همه اعلام نمائید.” ( اول پطرس ۲ : ۵ و ۹ ) او در واقع تحقق وعدۀ خدا را از زبان اشعیاء نبی بازگو نموده بود:” و شما کاهنان خداوند نامیده خواهید شد.”( اشعیاء نبی ۶۱ : ۶ ) این مقام تماما در عیسای مسیح برای ما ،ایمانداران به مسیح ذخیره شده و در انتظار تک تک ماست!تا به آن دست یابیم و در آن زندگی نماییم.یوحنا شاگرد مسیح در نامۀ مکاشفۀ خود می نویسد:” و ما را به سلطنت رسانید تا بعنوان کاهنانِ خدا یعنی پدر او را خدمت کنیم.” ( مکاشفه ۱ : ۶ ) و فرشتگان نیز با یوحنا در این اعتراف همراه شده و سرائیدند که :” تو آنان را ( ایمانداران به مسیح ) به سلطنت رسانیدی تا بعنوان کاهنان ،خدای ما را خدمت کنند.” ( مکاشفه ۵ : ۹-۱۰ )

همانطور که کاهنان زمینی در لباسی خاص پوشیده می شدند و اعمالی خاص انجام می دادند.ما نیز در مسیح به پوشاکی خاص پوشیده شده ایم.مزمور نویس این لباس را تقریبا ۷۰۰ سال قبل از آمدن عیسای مسیح دیده بود:” و کاهنانش را به نجات ملبس خواهم ساخت .” (مزمور ۱۳۲ : ۱۶ ) و اشعیا در ادامۀ نامۀ خود که نوشته بود : شما کاهنان خداوند نامیده خواهید شد ” می نویسد :”در خداوند شادی بسیار میکنم و جان من در خدای خود وجد می نماید زیرا که مرا به جامۀ نجات ملبس ساخته ،ردای عدالت را به من پوشانید.” ( اشعیاء نبی ۶۱ : ۱۰ ) و پولس رسول جامۀ کاملتر یک کاهن در مسیح را در نامۀ افسسیان ۶ : ۱۰ تا ۲۰ دقیقا تشریح نموده است.

اما مراسم ما بعنوان کاهنان برگزیدۀ خدا در مسیح چیست؟ ما بعنوان کاهن خدا در مسیح همواره نگاهمان به کاهن اعظم ما یعنی عیسای مسیح است.عیسای مسیح زمانی به مقام این کهانت اعظم دست یافت که

قبل از ما و از جانب ما وارد قدس الااقداس گردید و به رتبۀ کهانت بزرگ دست یافت و نویسندۀ نامۀ عبرانیان ( فصل های ۴ تا ۱۰ ) این کاهن اعظم را چه زیبا وصف می نماید :

۱-همدرد با ما در ضعف ها و ناتوانی ها.

۲-تسلیم ارادۀ الهی شدن بوسیلۀ تحمل درد و عذاب.

۳-سرچشمۀ نجات ابدی

۴-کاهنان انسانی می مردند و این امر مانع ادامۀ خدمت آنان می شد.” اما عیسی همیشه کاهن است و جانشینی ندارد ،زیرا او تا به ابد زنده است و به این سبب او قادر است همۀ کسانی را که بوسیلۀ او به حضور خدا می آیند کاملا و برای همیشه نجات بخشد،زیرا او تا به ابد زنده است و برای آنان شفاعت می کند.”

۵- کاهنی پاک ،بی غرض ،بی آلایش ،دور از گناهکاران که به مقامی بالاتر از تمام آسمانها سرافراز گردید.”

۶-او در دست راست حضرت اعلی نشسته است.

۷-آورنده و تایید کنندۀ پیمان تازۀ خدا با انسان.

۸-آورندۀ برکات آسمانی.

۹-پاک کنندۀ وجدان.

پس ما اگر کاهنی چنین عظیم روبروی خود داریم ،او که ما را تا به مقام کاهنی بالا برده است باید آنگونه زندگی نماییم که شایستۀ زیستن کاهن وار در حضور او باشیم ، یعنی مقدس و بدور از تمامی طبیعت نفسانی که ما را به گناه می کشاند.این لقب بلافاصله به شخص ایماندار به عیسای مسیح داده می شود ،اما مقام آن در روزانه زیستن در مسیح و در تعالیم او ، زیستن در هدایت روح مقدس خدا و انجام ارادۀ الهی خدا میسر است و بس.همانگونه که کاهنان زمینی روزانه در خدمت خدا بودند ،امروز ما نیز چون همان کاهنان اما نه زمینی بلکه روحانی ،باید روزانه در خدمت خدا باشیم.همانگونه که کاهنان زمینی تقدیس شده بودند تا به خدا خدمت کنند ،ما نیز در خون مسیح تقدیس شده ایم تا پاک زیسته و به او خدمت نماییم.آن کاهنان از حیات بعد از مرگ خود هرگز خبر نداشتند.اما ما می دانیم که بعد از مرگ تا به ابد با او در مقام کهانت خود خدا را پرستش خواهیم نمود و در جلال او شریک خواهیم شد

پس ما اگر کاهنی چنین عظیم روبروی خود داریم ،که ما را تا این مقام والای روحانی ارتقاء داده است،بدون مراسم و آیین دینی که دیگر هیچ معنایی ندارد تا ما را به خدا برساند و یا حتی ما را به او نزدیک سازد پس بقول نویسندۀ عبرانیان

:” بیاید تا با دلیری به تخت فیض بخش خدا نزدیک شویم تا رحمت یافته و در وقت احتیاج از او فیض یابیم.”

( عبرانیان ۴ : ۱۶ )

اما هوشیار باشید که همانگونه که مقام کهانت از انسان زمینی بدلیل گناه از طرف خدا منسوخ می شد.همانطور که کتابمقدس برای ما می نویسد:” بسبب گناه انبیا و گناه کاهنانش که خون عادلان را در اندرونش ریختند …خشم خداوند ایشان را پراکنده ساخته و ایشان را دیگر منظور نخواهد داشت .به کاهنان ایشان اعتنا نمی کند.” ( مراثی ارمیاء نبی ۴ : ۱۳-۱۶ ) بدلیل زیستن در گناهی که یکبار ،آن هم برای همیشه ،کاهن اعظم ما با خون خود آن را پاک نموده و ما را نزد خدا رستگار نموده است ،سقوط ننموده و به مقام اول خود عدول ننمائیم.

پاورقی مطلب مطلب کاهنان در کتاب مقدس

پاورقی فاطمه فاطمه است

ارسال شده توسط مدیر در ۱۹م مرداد ۱۳۸۷

کاهنان در کتاب مقدس عهد عتیق

ارسال شده توسط مدیر در ۱۸م مرداد ۱۳۸۷

پاورقی مطلبِ : کاهنان در کتاب مقدس عهد عتیق

متن انتخاب شده از بین ۳ کتاب : خروج، لاویان، اعداد می باشد

خروج»۴۰»بر پا کردن خیمه و وقف آن

۱۲ « سپس هارون و پسرانش را در کنار در ورودی خیمه عبادت بیاور و آنها را با آب غسل بده.۱۳ لباس مقدس را بر هارون بپوشان و او را مسح کرده تقدس نما تا در مقام کاهنی مرا خدمت کند.آنها را نیز مانند پدرشان مسح کن تا در مقام کاهنی مرا خدمت کنند. این مسح بمنزله انتخاب ابدی آنها و نسل های ایشان است به مقام کاهنی. »

خروج»۲۷»نگهداری از چراغها

۲۰ « به بنی اسرائیل دستور بده روغن زیتون خالص برای ریختن در چراغدان عبادتگاه بیاورند تا عبادتگاه همیشه روشن باشد. ۲۱ هارون و پسرانش چراغدان را در قدس بگذارند و شب و روز در حضور خاد از آن نگهداری کنند تا شعله اش خاموش نشود. این برای تمام نسلهای بنی اسرائیل یک قانون جاودانی است. »

خروج»۲۹»مراسم تقدیس هارون و پسرانش به مقام کاهنی

۹ « و کلاه ها را برایشان بگذار. بعد کمربند ها بندها را به کمر هارون و فرزندانش ببند. مقام کاهنی همیشه از آن ایشان و فرزندانشان خواهد بود. بدین ترتیب هارون و پسرانش را برای کاهنی تقدیس کن.»

لاویان»۲»هدیه آردی

۱ «هر گاه کسی برای خدا وند هدیه آردی آورد، هدیه او باید از آرد مرغوب باشد. او باید روغن زیتون روی آن بریزد و کندر بر آن آن باید بگذارد.۲ سپس یک مشت از آن را که نمونه تمام هدیه است به یکی از کاهنان بدهد تا آنرا بسوزاند. بقیه آرد به هارون و پسرانش داده شود تا برای خوراک استفاده کنند. قسمتی که به کاهنان داده می شود بسیار مقدس است، زیرا از هدیه ای گرفته شده که به خداوند تقدیم شده است … ۹ کاهنان باید فقط مقدار کمی از آن را به عنوان نمونه بسوزانند.این هدیه که بر آتش تقدم میشود مورد پسند خداوند است بقیه هدیه به کاهنان تعلق دارد.این قسمت که به کاهنان داده می شود بسیار مقدس است»

لاویان»۵»موراد قربانی گناه

۱۳ « به این ترتیب کاهن برای گناه او کفاره خواهد کرد و او بخشیده خواهد شد. در این قربانی مثل هدیه آردی، بقیه آرد به کاهن تعلق می گیرد

لاویان»۶»مقررات هدیه آردی

«۱۶،۱۷…بقیه هدیه آردی متعلق به کاهنان می باشد تا از آن برای خوراک استفاده کنند. این آرد باید بدون خمیرمایه پخته شود و در حیاط عبادتگاه که مکان مقدسی است خورده شود.. این قسمت از هدیه آردی را که بر آتش به خداوند تقدیم می شود، خداوند به کاهنان داده است. مانند قربانی گناه و قربانی جبران، این قسمت از هدیه آردی نیز بسیار مقدس می باشد.۱۸ پسران هارون نسل اندر نسل می توانند این قسمت را هدیه را بخورند. این هدیه که بر آتش به خداوند تقدیم می شود، همیشه سهم کاهنان خواهد بود و کس دیگری حق ندارد به آن دستبزند»

لاویان»۷»مقررات قربانی گناه

۲۶« کاهنی که قربانی را تقدم کی کند، گوشت آن را در حیاط عبادتگاه که جای مقدسی است بخورد. ۲۷ فقط کسانی که نقدس شده اند، یعنی کاهنان اجازه دارند به این گوشت دست بزنند۲۹اولاد ذکور کاهنان می توانند از این گوشت بخورند این قربانی بسیار مقدس است.»

لاویان»۷»سهم کاهن از قربانی

۳۱ « کاهن پیه را بر قربانگاه بسوزاند، ولی سینه قربانی متعلق به هارون و پسرانش باشد.۳۲،۳۳ ران و سینه راست قربانی بعنوان بنوان هدیه مخصوص به کاهنی داده شود که خون و پیه را تقدیم می کند؛۳۴ زیرا خداوند سینه و ران قربانی سلامتی را از قوم اسرائیل گرفته و آنها را بعنوان هدیه مخصوص به کاهنان داده شود و همیشه به ایشان تعلق خواهد داشت ۳۵ (این قسمت از هدایایی که بر آتش به خداوند تقدم می شود در روز انتصاب هارون و پسرانش به خدمت خداوند، به ایشان داده شد. ۳۶در روزی که ایشان مسح شدند، خداوند دستور داد که قوم اسرائیل این قسمت را به ایشان بدهند و این قانونی برای تمام نسلهای ایشان می باشد.)»

برای دنلود راست کلیک کرده و سپس گزینه : save link az را بزنید .

لینک دانلود کتاب خروج

لینک دانلود کتاب لاویان

لینک دانلود کتاب اعداد

برای دنلود راست کلیک کرده و سپس گزینه : save link az را بزنید .

برای ادامه مطلب در سایت نیمه حرف.کام کلیک کنید

یک جلوش تا بی نهایت صفرها

ارسال شده توسط مدیر در ۱۴م مرداد ۱۳۸۷

پاورقی بخش : یک جلوش تا بی نهایت صفرها

یک عدد “یک ” روی کاغذ بنویس
هر چقدر می تونی جلوی یک صفر بذار
صفحه ات که تمام شد ، صفحه دیگر بگیر
کاغذت که تمام شد کاغذ دیگربخر
دواتت که ته کشید دوات دیگه وردار
جوهرت که تمام شد جوهر دیگر بخر
وقتی دستت خسته شد
از دوستت خواهش کن که او صفر بذاره
دست او که خسته شد تو باز ادامه بده
تو که غذا می خوری او صفرها رو بذاره
وقتی تو صفر میگذاری او غذاشو بخوره
شب که میشه به نوبت بخوابین
تو صفر بزار او بخوابه
وقتی که او بیدار شد تو بخواب او صفر بذاره
پیر که شدین به بچه هاتون بگین کارتونو دنبال کنن
آخرهای عمرتان
وقتی دیگه پیر شدین
یک لحظه دست از کار بکشین
روز اول فقط ۲ تا بچه بودین
فقط بلد بودین که صفر بذارین
حالا دو تا پیر شدین
فقط می تونین صفر بشمارین

خاک بودین خوراک شدین
لقمه ای در دهان بابا
لقمه ای در دهان مامان
ذره ای تو دل مامان
ذره ای تو پشت بابا
مامان و بابا با هم عروسی کردن
آن ذره و این ذره با هم یکی شدن
آن ” یکی ” تو شدی
تو دل مامان

فقط “یک” عدده
فقط “یکعدد ” ه
شماره ستاره ها منظومه ها
زمین ها آسمان ها
شماره تمام چیزهای عالم
یک
جلوش تا
بی نهایت
صفرها
یکی هست
یکی نیست
غیر از خدا
هیچ چیز نیست
هیچ کس نیست

“شریعتی”

برای داناود کامل نسخه PDF کتاب اینجا کلیک کنید